الشيخ رسول جعفريان

76

رسائل حجابيه (فارسى)

و خليفهء ثانى نوشت به ابو عبيده كه نگذارد زنان اهل كتاب با زن مؤمنه داخل يك حمّام باشند كه اجنبى در دين هستند . و بعضى از علما اين را حمل به استحباب نموده‌اند . « 1 » چهارم : وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا ما ظَهَرَ ؛ و زنهار ! زينت خود را آشكار نسازند و به اجانب نشان ندهند ، مگر اخفاى آن نشود و مستلزم عسر و حرج كه منفى در دين است ، باشد ؛ مثل اطراف جامه و چادر و نقاب و امثال اينها ، مگر به دوازده نفر مذكور در آيه . آيا مراد نفس زينت است مثل گردن‌بند و بازوبند و انگشتر و خضاب و وسمه و جامه‌هاى ملوّن و امثال اينها و يا مواضع زينت ؟ بيان‌كنندگان قول خدا در اينجا دو قول دارند : بعضى مىگويند كه مراد نفس زينت است و برخى ديگر مىگويند مقصود موضع زينت است . و قول اوّل اظهر و اشهر است ، چه اوّلا در صورتىكه مراد از قوله تعالى يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ حفظ عورت باشد از نظر اجانب ، چنان‌كه گذشت كه حضرت صادق فرمود : كلّ شىء فى القرآن من حفظ الفرج فهو من الزّنا إلّا هذه الاية فإنّها من النّظر ؛ « 2 » و دانستى كه جميع بدن زن عورت و واجب الحفظ مىباشد ، مقصود نفس زينت خواهد بود و الّا جملهء لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ بايد حمل به تأكيد شود و تأسيس ، اولى از تأكيد است ؛ بنابراين مراد نفس زينت خواهد بود . ثانيا اگر اين جمله حمل به موضع زينت شود ، اظهار موضع زينت جايز خواهد بود ، و اگر حمل به نفس زينت شود ، اظهار موضع زينت به طريق اولى جايز نخواهد بود ؛ مثلا در صورتىكه نشان‌دادن گردن‌بند و شلوار جايز نباشد ، نشان‌دادن ران و گردن هرگز جايز نخواهد بود . ثالثا خداى متعال غدغن مىفرمايد زن‌ها را كه صداى خلخال خود را به مردهاى اجنبى نشنوانند ؛ پس نشان‌دادن خود خلخال كه جزو زينت است ، به طريق اولى غدغن و منهىّ عنه خواهد بود ؛ وَ لا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ ؛ پس از اين جمله معلوم و محقق مىشود كه مراد از آيه همان نفس زينت است نه موضع زينت و خروج از ظاهر بدون دليل جايز نيست . پنجم مىفرمايد : وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُيُوبِهِنَّ ؛ خمر جمع خمار و آن مقنع است ( چارقد ) . مفسّرين گويند عادت زنان عرب در جاهليت اين بود كه مقنعه‌هاى خود را گره زده و پشت سر مىانداختند ؛ پس گردن و گردن‌بند و زينت ايشان ظاهر مىشد ؛ چه يقهء پيراهن ايشان از جلو بوده ، و چون گوشه‌هاى مقنعه [ خود را ] به پشت سر مىانداختند ، تقريبا تا شكمشان پيدا بود ؛ و چون اسلام آمد ، فرمود زن‌ها را كه گوشه‌هاى مقنعه را بر سينه

--> ( 1 ) . كتب عمر بن الخطاب الى ابى عبيدة : اما بعد ، فانّه بلغنى أن نساء أهل الذمّة يدخلن الحمّامات مع نساء المسلمين ، فامنع من ذلك و حل دونه فانّه لا يجوز أن ترى الذمّية عرية المسلمة ؛ تفسير التحرير و التنوير ، ج 18 ، ص 210 - 211 ؛ و بنگريد : روح المعانى ، ج 9 ، ص 143 ( 2 ) . كافى ، ج 2 ، ص 36 ؛ وسائل ، ج 15 ، ص 166